ورود کاربر

جملات تربیتی

من امتياز مادي براي شما آرزو ننمايم ،امتياز مادي ،امتياز علمي،تجاري و صنعتي نخواهم .براي شما امتياز روحاني خواهم .يعني شما بايد از نظر اخلاقي برجسته و ممتاز باشيد

آکادمی موسیقی گوگوش

آکادمی موسیقی گوگوش و حق انتخاب ایرانیان

رویدادهای متنوعی در زمینۀ موسیقی ایرانی در جهان در جریان است و آکادمی موسیقی گوگوش لزوماً باکیفیت ترین یا پرطرفدارترین آنها نیست، ولی شکی هم نیست که یکی از پرطرفدارترین آنها در میان ایرانیان است. به نظرم مهم ترین ویژگی که این خاصیت را به آکادمی موسیقی گوگوش داده، به جز حضور یکی از بزرگ ترین و برجسته ترین صداهای کل تاریخ موسیقی ایران در میان کادر قوی موسیقی و اجرایی آن، تعاملی بودن آن است: نظر و رأی خود مردم است که نتایج را مشخص می کند، مشخص می کند که چه کسی باید بماند و صدا و اجرایش را تقویت کند و چه کسی باید برود و چه کسی برندۀ نهایی باشد. در عصری که رسانه ها همه  رو به تعاملی تر شدن پیش می روند، این یک نکتۀ مثبت دربارۀ هر برنامه ای می تواند باشد و عامل جذب بیننده های بیشتر. مسلماً بینندگان به برنامه ای که به نظرشان احترام بگذارد و از این راه کرامت وجودی و اهمیت نظر آنها را به رسمیت بشناسد، اعتماد بیشتری دارند و این یکی از دلایل پرطرفدار بودن این برنامه است. با توجه به پرطرفدار بودن برنامه در ایران، نتایج قضاوت های انجام شده در آن اهمیت ویژه ای پیدا می کنند.

امّا در دو هفتۀ گذشته، آن طور که از صفحۀ فیس بوس آکادمی بر می آید، همین ویژگی تعاملی بودن بوده که برنامه را با چالش روبرو کرده است. خوشبختانه این طور که معلوم است بحث هایی که میان طرفداران برنامه جریان داشته، در جمع خود هنرجویان وجود نداشته و همه، چه حذف شده ها و چه باقی مانده ها، با احترام به رأی مردم و نیز هم قطاران خود، بلوغ خود را نشان داده اند و نتیجه را پذیرفته اند. امّا از این حقیقت نمی توان گذشت که برخی باور دارند حذف شده های این دو هفته حق شان حذف شدن نبوده است.

این نظر معتبر است به گونه ای که داوران و هنرجویان هم بر این باور بودند که اجراهای حذف شده ها بدترین اجراهای این دو هفته نبود. از سوی دیگر، یکی از هنرجوهای آکادمی در مصاحبه اش می گفت که مردم برای هیچ با هم درگیر شده اند چه که او خود را متعلق به ایران می داند و نه قومیت خاصی. بنا به این گفته، به نظرم رسید که برخی مردم به قومیت هنرجویان عزیز رأی می دهند و نه اجرای شان. این نوع قضاوت را هم می توان با دلایل خوبی توجیه کرد. مثلاً اگر توجه داشته باشیم که بعضی قومیت ها در جامعۀ ایران حقوقی برابر با بقیۀ قومیت ها نداشته اند، به نوعی موجه به نظر می رسد که از آکادمی گوگوش برای جبران این گونه بی عدالتی های تاریخی استفاده کنیم و رأی دادن به قومیت افراد را نه تنها بی عدالتی ندانیم، بلکه عین عدالت تعریف کنیم.

حتماً نگرش های دیگری هم نسبت به این مسئله وجود دارد که آنها را هم می توان به نحوی توجیه کرد. بدین ترتیب به نظر می رسد که اختلاف بر سر معیارهای انتخاب است. دوباره باید تأکید کرد که خوشبختانه روابط هنرجوها در این آکادمی آن قدر خوب و محترمانه است که به حقیقت مشکلی از جانب آنها پیش نیامده. جدای از این در قضاوت دربارۀ کارهای هنری و اصولاً زیبایی، معیارها بی نهایت نسبی هستند و ممکن است از فردی به فرد دیگر فرق کنند. امّا همۀ تصمیم گیری ها این قدر نسبی نیستند. در واقع کل جریان این انتخاب و تصمیم گیری را می توان از زاویۀ دیگری نگاه کرد که با سرنوشت ملّت ایران دربارۀ مسائل جدّی تر و مطلق تر خود رابطۀ تنگاتنگی دارد.

آنچه در آکادمی رخ داده نشان می دهد که مردم ایران در بلند کردن صدای خود و ایجاد تغییر قدرت دارند. در کامنت های فیس بوک صفحۀ آکادمی برخی از دوستان مطرح کرده بودند که مردم ایران بار دیگر ثابت کردند وقتی قدرت انتخاب به ایشان سپرده می شود، از آن سوء استفاده می کنند. امّا از سوی دیگر بارها و بارها، به خصوص در سال های اخیر، مردم ایران از نداشتن قدرت بر تعیین سرنوشت خود و تصمیم گیری دربارۀ مسائل جدّی جمعی شان شکوه داشته اند. ریشۀ این دوگانگی را در کجا می توان یافت؟ آیا از اوّل این گونه بوده که ملّت حق انتخاب برای مسائل خود نداشته اند و فقط عرصه هایی مثل این برنامۀ تلویزیونی برای حقّ رأی آنها احترام قائل است؟ آیا این وضعیت ناشی از انتخاب های قبلی خود ایرانیان نبوده است؟ آیا انتخاب هایی که ایرانیان تا به حال کرده اند، بهترین انتخاب های ممکن بوده است؟

نکتۀ ظریف اینجاست که حق انتخاب به خودی خود نه خوب است و نه بد، این خود رأی دهندگان هستند که می توانند از حق انتخاب خود برای رفتن به قعر استفاده کنند و حتی ثابت کنند که ادعای سوء استفاده شان از حق انتخاب واقعیتی تاریخی است، یا این که برعکس از قدرت انتخاب خود به عنوان یک فرصت برای پیشرفت و به سازی بهره گیرند. در واقع وقتی حق انتخاب داریم، شاید سرگرم کننده باشد تغییراتی به وجود آوریم که تعجّب همگان را برانگیزد، امّا هیجان انگیزتر وقتی است که بتوانیم از قدرت هماهنگی و اتحادمان برای ایجاد تغییرات بامعنا استفاده کنیم.

شاید مهم ترین جنبۀ استفاده از قدرت انتخاب برای ایجاد تغییرات، جهت دادن این قدرت باشد. در واقع، اتحاد بر سر مسائل گوناگونی ممکن است رخ دهد. شکی نیست که هر ایرانی به دنبال عدالت است، پس منطقی به نظر می رسد که هدف از شرکت او در هر قضاوت و انتخابی برقراری عدالت برای خود و هم میهنانش باشد. اگر این طور باشد انتظار داریم که این امر سبب ایجاد اتحادی نسبی بین رأی دهندگان باشد. امّا واضح است که در دنیای واقعیت چنین اتحادی وجود ندارد. مشکل کجاست؟ مسئله اینجاست که هدف از متحد بودن در انتخاب یک گزینه، شاید استقرار عدالت باشد، امّا همان قدر هم ممکن است که از فرصت انتخاب برای وجه المصالحه کردن حق و عدالت استفاده کنیم. در ایران ما و شاید خیلی جاهای دیگر دنیا اصلا غیرمعمول نیست که عده ای در عین اشراف بر حقیقت، مثلا راه حل یک مشکل، از ترس از دست دادن موقعیت و قدرت خودشان دست به دست هم دهند و چه بسا ضد حقیقت را به جای حقیقت به کرسی نشانند. حتما در این زمینه مثال های زیادی از دنیای سیاست و لابی های سیاستمداران به یاد می آورید؛ نگاهی به تاریخ ایران موارد گوناگون اتحاد سیاسیون با کشورهای خارجی استثمارگر، اتحاد آنها با روحانیون اسیر دنیا، اتحادشان با سرمایه داران را به یاد می آورد، آنان که برای موقعیت و منافع خودشان حاضر شده اند عدالت را زیر پا گذارند، تمام گروه های دگراندیش را از سر راه خود بردارند و عامۀ مردم را فریب دهند و حتی علیه دگراندیشان بشورانند.

امّا سوای این الگوی دردناک و ننگین در تاریخ کشورمان، در عرصه های دیگر زندگی اجتماعی مان هم گاهی منافع عده ای بر رفاه و منافع دیگران پیشی می گیرد. یک مثال آشنا رشوه دادن و رشوه گرفتن است: چند نفر بر مبنای منافع مالی خود، حاضر می شوند آنچه به نفع خودشان است به انجام رسانند و چه بسا منافع آنها در راستای منافع دیگران نیست. نتیجۀ چنین فرایندهایی یک اجتماع چند پاره است که هر تکه اش می خواهد به جهتی متفاوت برود و همین امر رسیدن به حق و عدالت را در آن اجتماع دشوار می سازد، چرا که وقتی یک ملّت در دام خودخواهی گرفتار باشد، نمی تواند انتظار داشته باشد که حاکمانش معیار تصمیم گیری های شان را منافع شخصی خود قرار ندهند. و در اینجا بسیار پیش می آید که منافع شخصی حاکمان در جهت برقراری عدالت در میان همگان نباشد.

مفهوم کلیدی که در سایه اش می توان به برقراری عدالت در جامعه امید داشت ویژگی انصاف در قضاوت و تصمیم گیری است. انصاف در تمام عرصه های تصمیم گیری در زندگی یک انسان، از جمله دربارۀ مسائل روحانی و اجتماعی زندگی اش، نتایجی عالی به همراه دارد، امّا مهم تر از هر جا برای تصمیم گیری های جمعی ضروری است، چه که نبودن انصاف در نگاه ما و ترجیح دادن منافع خودمان یا فرد و گروهی دیگر سرانجام خوشی ندارد و خاطرات تاریخی بدی را برای هر ایرانی زنده می سازد. بیایید کمی دربارۀ مقتضیات نگاه منصفانه بیندیشیم. مثلاً فرض کنید همۀ رأی دهندگان در یک انتخابات این ویژگی ها را داشته باشند یا آنها در خود و دیگران پرورش دهند:

با چشم خود ببینند و مستقل نظر دهند، بدون داشتن تعصب مثبت یا منفی روی افراد و سازمان ها تصمیم بگیرند،

جویای حقیقت باشند و در تصمیم گیری های خود با مسئولیت عمل کنند، به طوری که مدام به تحقیق و جستجوی حقیقت پردازند، از سویی سخن هیچ فردی را به مقام حقیقت مطلق بی چون و چرا ارتقا ندهند و از سوی دیگر سخن همه را بشنوند،

در به روز کردن اطلاعات خود پویا و کوشا باشند، و البته در انتخاب منابع اطلاعاتی خود هشیارانه عمل کنند، مثلاً اطلاعات خود را از منابع دست اوّل به دست آورند و به روایت ها و گزارش های دیگران اعتماد نکنند و آنها را مبنای انتخاب خود قرار ندهند چون در بسیاری اوقات بین حرف تا عمل فرسنگ ها فاصله است،

سعی و کوشش کنند که با نیازها و منافع دیگران نیز آشنا شوند و آنها را از نظر اهمیت هم ردیف نیازها و منافع خودشان قرار دهند، گرچه این کار گاهی سخت است چون مستلزم شکستن تابوها و معاشرت با همگان و به رسمیت شناختن یگانگی ذاتی همۀ انسان ها و شنیدن نظرهای آنهاست.

وقتی همۀ این شرایط فراهم شود، عدالت ممکن نیست که خود را از چشم رأی دهنده پنهان کند و تازه اگر در نظر اوّل عدالت خود را نشان دهد، چون فرد بدون تعصب و منصفانه در جستجوی آن است، مدام به حقیقت و عدالت نزدیک و نزدیک تر می شود. آیا به چنین همگرایی آرا نمی توان اعتماد کرد؟ آیا چنین تصمیم گیری جمعی عامل تغییرات مثبت نخواهد شد؟ آیا با شرکت در تصمیم گیری های جمعی با چنین رویکردی نمی توان ادعا کرد که در ساختن ایرانی مرفه تر و حتی جهانی بهتر سهیم شده ایم؟

  http://news.gooya.com/politics/archives/2013/03/156367.php

مریم شکوری

 

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی

سیستم امنیتی
این سیستم امنیتی برای دفع کامنت های اسپم است.
Image CAPTCHA
حروفی را که در تصویر می بینید را تایپ کنید.