ورود کاربر

جملات تربیتی

اطفال در عالم طفوليت نمي دانندو لي مستحق نكوهش نيستند

جایگاه و حریم عشق

خرید و فروش
من و قتی از همه جا خسته می شوم و برای خود پناهی نمی یابم به دنبال دل می روم زیرا دل اماکن بسیاری برای فراموش کردن غم سراغ دارد، از میخانه گرفته تا بتخانه ، از کنیسه گرفته تا عبادتگاه.
ملائک و مقربین درگاه، به همه جا می روند و به همه این نقاط آشنایی کامل دارند. دیروز یکی از آن روزها بود که نه پناهی داشتم و نه امیدی ، ناچار دل را به کمک طلبیدم . گفت:" بیا تا ترا به مکان امنی ببرم، اما آنجا بدون هیچ تحفه و هدیه ای نمی توان رفت ". پذیرفتم و آنچه خود، عزیزش می انگاشتم با خود بردم. راه دوری رفتیم شاید کمتر از یک آن به محلی رسیدیم ؛ کجا بود و چه دیدم ، چهره ای درخشنده تر از آفتاب و بالا تر از لاهوتیان، بدون شک مالک ملکوت بود.
هنوز پا به حریم کبریائی اش نگذاشته بودم که با نگاهی گیرا فهماند چه داری ؟
گفتم : سر
گفت : چه بار سنگینی، بر خاک پای مَنَش افکن
گفتم : چشم
گفت : اگر بیناست، به جمالم افکن
گفتم : دل
گفت: این که خانه من است، به َمَنش واگذار
.............
گفتم : عقل
گفت : مزاحم مغروریست ، راهیش کن
همه اشیای نفیسم تمام شد جز "عشق" ، نمی خواستم ارزانش از دست بدهم ، با غروری عاشقانه گفتم: عشق!
از شادی چنان به هیجان آمد که از حریم کبریائي اش یک قدم فرو نهاد و به استقبالم آمد . گفت : خریداری مشتاقم، قیمت گذاری کن به چه جاهی، چه مقامی ، حاضر به معامله ای ؟
تا رفتم سر را به علامت منفی بالا ببرم، نگاهش به نگاهم پیوست ، گفت : با رضایم چه طور ؟
هر گز باورم نبود که در بازار بندگی، کالای عشقم اینقدر گر انبها باشد . دستم را گرفت و به محضر یکتائي اش برد تا نامم را در دفتر محبانش ثبت کند .
معامله انجام شد، خدا کند فسخ نشود و هر گز بر هم نخورد .
"ای دوست، در روضه قلب جز گل عشق مکار و از ذیل بلبل حب و شوق دست مدار.."

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی

سیستم امنیتی
این سیستم امنیتی برای دفع کامنت های اسپم است.
Image CAPTCHA
حروفی را که در تصویر می بینید را تایپ کنید.