ورود کاربر

جملات تربیتی

دوشيزگان اين قرن مجيد بايد نهايت اطلاع از علوم و معارف و صنايع و بدايع اين قرن عظيم ،داشته باشندتا به تربيت اطفال پردازند و كودكان خويش را از صغر سن تربيت به كمال نمايند.

روشن ترین تکلیف ما



روشن ترین تکلیف ما ، همان تکلیف دبستان بود .
 
هر چه فکر می کنم ، بقیه عمر بلا تکلیفی بود و بس ....!
 
در همان دوران دبستان هم وقتی با موضوع انشای " علم بهتر است یا ثروت " مواجه شدیم
 
یک نگاهی به هم میزی مان انداختیم که پدرش کارمتد بود ....زیپ کیفش را با نخ و سوزن
 
دوخته بودند و سر
 
زانوهایش وصله داشت ....

 
یک نگاه هم انداختیم به آن پسر شکم گنده ته کلاس که مادرش با یک
 
 مدل ماشین می رسادش و پدرش با یک ماشین دیگر می آمد دنبالش 
 
آن روزها اختلافات را می دیدیم و آخر هم نفهمیدیم 
 
"علم بهتر است یا ثروت "

 
هر چند آقای معلم اصرار داشت "علم " اما من چند بار وقتی ماشین
 
 قراضه اش روشن نمی شد ، لب خوانی کرده بودم که با خودش تکرار می کرد ...ثروت ،
 
ثروت .

 
و این گونه ما بلاتکلیف ماندیم ،
 
کدام بهتر است و ما سمت کدام برویم ؟! 

 
دبستان تمام شد و گفتند : 
 
می روید راهنمایی تا راهنمایی تان کنند ، 
 
گران تمام شد این راهنمایی !

 
گران تمام شد وقتی معلم پرورشی آمد و روی تخته نوشت....
 
بچه چگونه به وجود می آید ؟
 
بعد مسئله را باز کرد و ما هاج و واج ماندیم .
 
خلاصه راهنمایی مان که نکردند ، هیچ ، بدتر چشم و گوش مان هم باز شد و خوردیم به
 
دوران بلوغ و و جلو و عقب کشیدن فیلم های خارجکی .....

 
با اولین نگاه معنادار به جنس مخالف ، عاشق شدیم ....!
 
عاشق شدیم ولی و کی جرات داشتیم ابراز کنیم ؟
 
معشوقه رفت و بلاتکلیف ماندیم که چه شد ؟ 
 
چه بر سر دل ما آمد ..؟! 

 
کمی بزرگ تر شدیم و بحث ترس از آینده آمد وسط.....
 
انتخاب رشته و سرنوشت !

 
هر کس در هر صنفی بود ما را به آن سمت می کشید !
 
در همین بلاتکلیفی رشته ای را انتخاب کردیم که ،
 
از هر زاویه ای نگاه می کردی هیچ ربطی به ما نداشت ...!

 
بعد هم دانشجو شدیم که این نام ، خود خود بلاتکلیفی است !
 
حتما قرار است چند صباح دیگر به این دلیل که پدر و مادر دوست دارند نوه شان را ببینند با
 
لبخندی گشاد تن به ازدواج بدهیم و بعد هی سگ دو بزنیم که خانه بخریم که مدل ماشین مان
 
را عوض کنیم که بچه بزرگ کنیم که از گرسنگی نمیریم ...!

ما کی قرار است خودمان را پیدا کنیم ؟ نفس راحت بکشیم ...
 
نفس راحت بدون ترس از آینده ، بدون بلاتکلیفی ! 

 
باور کن ..روشن ترین تکلیف ما ،
 
همان تکلیف و مشق شب دبستان بود ! 

سی سال معلمی

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی

سیستم امنیتی
این سیستم امنیتی برای دفع کامنت های اسپم است.
Image CAPTCHA
حروفی را که در تصویر می بینید را تایپ کنید.