ورود کاربر

جملات تربیتی

براي اين نيست كه چون اطفال را دوست مي داريم آنها عزيز هستند بلكه براي دوست داشتن آن روح لطيفي كه در اطفال است ،آنها عزيز هستند

علائم انتخاب همسر برای ازدواجی موفـّـق دکتر رادنی کلارکن قسمت سوم

 

 

 

فرزندان

يکی از وجوه مهم خانواده به فرزندان مربوط می،شود.  ميل داريد چند فرزند داشته باشيد؟  چگونه می،خواهيد آنها را پرورش دهيد؟  ميل داريد فرزندان شما چه نوع نفوسی بشوند؟

از نقطه نظر علمی و نيز دينی, فرزندان بخش مهمّی از زندگی مشترک را تشکيل می،دهند.  اکثر اديان زاد و ولد را هدف اوّليه و مقدّس ازدواج می،دانند.  دين پرورش کودکانی را که دارای صفات حسنه باشند از جمله مسئوليت،های مقدّس ازدواج و جامعه آن را  از جمله وظائف مدنی می،داند.

اين که شما مايليد چگونه فرزندانی تربيت کنيد موضوعی است که تأثير عميقی بر خانواده خواهد داشت و قبل از ازدواج بايد تا آنجا که عملی است درباره| آن توافق نمود.  اختلافات عميق در اين زمينه ممکن است به تنش،ها و اصطکاک،ها, به تفرقه،ها و نابودی واحد خانواده منجر شود.

2- بلوغ

سؤالات زير را برای خود و همسر احتمالی خويش مطرح کنيد:

آيا به عنوان فردی بزرگسال مسئولانه عمل می،کنيد؟

آيا بزرگسالان قابل اعتماد شمارا از لحاظ جسمی, روانی, اجتماعی  و اخلاقی بالغ مشاهده می،کنند؟

آيا از واقعيات زندگی, قابليت برای پيشرفت و درک بيشتر دارای برداشت و دريافت مطلوب هستيد؟

آيا با اوضاع دشوار و مسأله،دار می،توانيد در کمال بلوغ و درايت کنار بياييد؟

 

ازدواج مسئوليتی بغايت مهم است که موفّق بودنِ آن مستلزم ميزانی از بلوغ است.  زندگی خانوادگی, که به طور عادّی بلافاصله بعد از ازدواج شروع می،شود, مسئوليتی حتّی از آن هم بزرگتر است که بلوغی بيشتر را برای حصول موفّقيت ايجاب می،کند.  بلوغ را می،توان از جنبه،های عنصری, روانی, اجتماعی و اخلاقی مدّ نظر قرار داد.  پی بردن به بلوغ جسمانی ساده است و معيارهای آن عموماً پذيرفته شده است.  محقّق ساختن هر سطح بالاتری از بلوغ مشکل،تر می،شود و در مورد خصوصيات آن توافق چندانی وجود ندارد.  ايده،ها در خصوص سطح ارتقاء لازم برای ازدواج از فرهنگی تا فرهنگی ديگر و حتّی داخل فرهنگها متفاوت است.

امم و افراد مختلف در زمانهای متفاوت و به طرق گوناگون به بلوغ می،رسند.  به بلوغ رسيدن فرايندی تدريجی و مستمر است.  تعيين زمانی که شما به سطحی کافی از رشد برای ازدواج رسيده،ايد فی نفسه علامت بلوغ است.  معيارها و مراجعی بايد برای قضاوت مورد استفاده قرار گيرند که خارج از وجود خود ما هستند, چه که اعتقاد به اينکه شما بيش از آنچه که هستيد رشد کرده،ايد به خودی خود علامت عدم، بلوغ است.  جُستجو کردن در منابع قابل اعتماد برای تأييد افکار و داوری،های شما در خصوص رشد خودتان و داشتن سعه| صدر نسبت به آنها نشانه| بزرگسالی است.

صفت بارز بزرگسالی عبارت از شناخت خويشتن و تسلّط بر نفس است.  اين بينش و توانايی به شما اجازه می،دهد صادقانه و در کمال محبّت مطالب را با ديگران در ميان بگذاريد و آنها را واقعاً بشناسيد و به آنها عشق بورزيد.  مقام بزرگسالی عبارت از درک واقعی و بزرگ،منشی و بلندطبعی است.  با وحدت شخصيت در ميان قوا و استعدادهای عنصری, روانی, اجتماعی و اخلاقی, و نيز با افکار, احساسات و اعمال ما شناخته می،شود.

بلوغ در هر يک از اين زمينه،ها بسيار مورد بررسی و مداقّه قرار گرفته است.  اين نکته کاملاً پذيرفته شده که افراد از مراحل نسبتاً قابل پيش،بينی و قابل شناسايیِ رشد عبور کنند.  هر مرحله از تکامل مراحل قبلی حاصل می،شود و وجوهی از مراحل پايين،تر را برای رشد وتوسعه| آن با هم تلفيق می،کند.  ما اين فرايند را در رشد جسمانی به وضوح می،توانيم ببينيم.  نوزاد تدريجاً رشد کرده به طفوليت می،رسد و نوجوانی پيامد رشد کودک است.  کلّيّه اين حالات و کيفيات قبل از بلوغ تکامل يافته فرد را به بزرگسالی می،رسانند.  حدّ فاصل بين سطوح گوناگون رشد جسمی که مطرح ساختيم واضح نيست.  فرايندی تدريجی است که به کُندی خصوصيات بيشتری را از مرحله| بعدی می،پذيرد و در عين حال ويژگی،های مرحله| قبلی را رها می،کند.

از آنجا که هر سطح بعدی به سطوح قبلی بستگی دارد, هيچ مرحله،ای را نمی،توان حذف کرد و تجربه نشده از آن گذشت.  شما نمی،توانيد از نوزادی به نوجوانی يا از طفوليت به بزرگسالی برسيد مگر آن که از مراحل بين آنها عبور کنيد.  درک اين نکته حائز اهمّيّت است که مانند رشد جسمی, نه شما می،توانيد و نه از همسرتان می،توانيد انتظار داشته باشيد که در رشد و تکامل از کودکیِ روانشناختی بر بزرگسالیِ روانشناختی جهش داشته باشيد مگر آن که از رشد و فرايندهای لازم عبور کنيد.

اين وجوهِ ماهيت ما نه تنها از مراحل مربوط به رشد عبور می،کنند, بلکه به نظر می،رسد به يکديگر ارتباط متقابل دارند.  رشد و ارتقای روانشناختی از رشد جسمانی نشأت می،گيرد و با آن مرتبط است, همانطور که رشد و تکامل اجتماعی با رشد روانشناختی, و رشد اخلاقی با رشد اجتماعی ارتباط دارند و از يکديگر نشأت می،گيرند.  اگرچه اينها را می،توان مانند اجزاء مجزّای رشد خود مشاهده کنيم, امّا آنها به ديگر موارد بستگی داشته بر آنها تأثير می،گذارند.  نمونه،های نظريه،های مربوط به رشد در روانشناسی مواردی هستند که در رشد شناختی, اجتماعی،ـ،عاطفی و اخلاقی بيان می،شوند.  مراحل مختلفی را که ما در جريان بالغ شدن از آن عبور می،کنيم می،توان به هم آميخت و به صورت زير تلخيص نمود: 1) پيش،قراردادی, خودمحوری, انگيزشی؛ 2) قراردادی, قوم،محوری, هم،نوايی؛ 3) پس،قراردادی, جهان،محوری, خودمختاری.  هرچه سطح رشد طرفين بالاتر باشد احتمال حصول ازدواجی موفّق و سعادتمند بيشتر و بهتر خواهد بود.

اين احتمال وجود دارد که در محيطی رشد ميسّر باشد و در محيط ديگر نباشد.  سطوح بعدی و بالاتر مبتنی بر سطوح پايين،تر و مؤثّر بر آنها هستند.  بسياری از کسانی که از لحاظ جسمی به بلوغ رسيده،اند فاقد بلوغ روانشناختی هستند و بعضی از کسانی که از لحاظ فکری و روانی به بلوغ واصل شده،اند, از لحاظ رشد اجتماعی پيشرفت زيادی نکرده،اند, و کسانی که در کلّيّه زمينه،های ديگر رشد کرده،اند ممکن است دارای قابليت،ها و ظرفيت،های اخلاقی و ارادیِ کاملاً توسعه يافته نباشند.

 

 

 

جسمانی ـ مادّی

عموماً در اواسط يا اواخر دهه| دوم از زندگی وصول به بلوغ جسمانی ميسّر می،گردد.  داده،های آماری اين فرضيه را تأييد می،کند که هرچه در زمان ازدواج سنّ بيشتری داشته باشيد, احتمال بيشتری وجود دارد که زندگی با موفّقيت بيشتر همراه باشد, يعنی, بيشتر دوام يابد و برای هر دو طرف رضايت،بخش،تر باشد.  سنّ عنصری به نظر نمی،رسد متغيّرِ مهمّی در اين مطالعات باشد, امّا ميزان بلوغ روانشناختی, اجتماعی و اخلاقی عموماً با بالا رفتن سنّ حاصل می،شود.  بعضی از مردم در سنين جوانی به اين مرحله می،رسند, و برخی هرگز به نظر نمی،رسد به آن برسند گو اين که از لحاظ عنصری به بلوغ رسيده باشند.  قاعده| تجربی ممکن است در اينجا ازدواج در جوانترين سنّی را که شما از لحاظ روانشناختی, اجتماعی و اخلاقی آنقدر به بلوغ رسيده باشيد که با موفّقيت ازدواج کنيد و همسر مناسبی برای خود انتخاب نماييد, مورد تأييد قرار دهد.

برای آن که زندگی ثمربخش و پربار باشد, بعضی مهارت،های جسمانی و غيره مرتبط به بزرگسالی مفيد و مورد نيازِ طرفين خواهد بود.  توانايی کسب معاش و حمايت از ديگران را می،توان نشانه| ديگری برای آمادگی جهت ازدواج به حساب آورد.  شخصی که نيازهای عنصری،اش, مانند امکان بقا و حصول امنيت, را به تنهايی به اندازه| کافی تأمين نکرده باشد, به دشواری می،تواند اين نيازهای اوّليه در زندگی مشترک را تأمين کند.  آنها از تمرکز بر نيازهای رده بالاتر مربوط به زندگی مشترک و خانواده نيز باز داشته خواهند شد.

توانايی لگام زدن بر اميال, خواسته،ها و انگيزه،های جسمانی را می،توان وجه ديگری از بلوغ جسمی دانست (به مطلب مربوط به عفّت و عصمت در اين مقاله توجّه کنيد), امّا هر دو مورد مزبور مستلزم وجوه ديگری از بزرگسالی نيز هست.  صرفاً رسيدن به بلوغ جسمانی به معنی حصول آمادگی لازم برای ازدواج کردن نيست.  اگرچه اين ممکن است اوّلين موردی باشد که ما ناظر بر آن باشيم, امّا از کمترين اهمّيّت برخوردار است.  شخصی که از لحاظ جسمی سالم و جذّاب است ممکن است از لحاظ عاطفی, فکری, اخلاقی و ساير موارد طوری بدنما و نفرت،انگيز باشد که در وهله| اولی مشهود نگردد.

 

روانشناختی ـ عقلانی

عقل سالم مستلزم برخورداری از جسمی سالم است تا بتواند در آن عمل کند.  سنجيدنِ بلوغ روانشناختی به مراتب پيچيده،تر و مشکل،تر از بلوغ جسمی است.  مهم،تر هم هست.  از لحاظ روانشناسی, ما از چندين مرحله| مربوط به وجوه گوناگون شخصيت خويش عبور می،کنيم.

پياژه, در مورد رشد شناختی به چهار مرحله که عموماً پذيرفته شده (محقّقين آنها را به طرق گوناگون بسط می،دهند يا تقسيم،بندی می،کنند) با مراحل فرعی بسياری پی برد که هر کسی از آنها عبور می،کند: مرحله| حسیّ،ـ،حرکتی؛ مرحله| پيش،عملکردی؛ عملکردیِ عينی و عملکردی قياسی.[1]  شخص بايد بتواند در مرحله،ای بالاتر عمل کند که مستلزم استفاده منطقی از نمادهای مرتبط با مفاهيم انتزاعی باشد و از تفکّر خودمحوری و خودمداری دور شود.  همچنين ممکن است طبقه،بندیِ حيطه| شناختی را به عنوان معياری برای بلوغ مدّ نظر قرار داد.  شخصی که به بلوغ بيشتری نائل شده باشد با سهولت بيشتری می،تواند از تمام سطوح سلسله مراتبیِ حيطه| شناختی, يعنی دانش, درک, کاربرد, تحليل, ترکيب و ارزيابی, استفاده کند.  هر مرحله و سطح بالاتر هم شامل مرحله قبلی است و فراتر و بالاتر از آن.

خود،نظم،دهی, توانايی تعيين اهداف, خودنگری, خودارزيابی, و تقويت خويشتن, خصيصه،ای کليدی و مورد نياز برای زندگی, يادگيری و ازدواج موفّق است.  کسانی که از سطح بالايی از يادگيری برخوردار باشند که برای خود آنها مثمر ثمر باشد, بيشتر رشد می،کنند و دستاوردهای بيشتری خواهند داشت.  آنها دعوت زندگی به مبارزه را می،پذيرند, خود را دارای قابليت می،بينند, سعی و تلاش بسيار به کار می،برند, از تدابير مؤثّر برای رسيدن به اهداف تعيين شده استفاده می،کنند و در مواجهه با مشکلات استقامت می،کنند.  قبولِ مسئوليت شخصی برای رشد و ارتقاء خودتان بخشی از بلوغ است.

بلوغ با خودشناسی ارتباط زيادی دارد؛ خودشناسی به ذکاوت و فراست شامل وجوهِ ادراکی, عاطفی و ساير جنبه،های آن مربوط می،شود.  يکی از علائم بلوغ تشخيص محدوديت،ها و نقاط قوّت خود است ـ يعنی شناختنِ خويشتن.  شناختِ نگرش،ها, ارزشها و برداشتهای خود نيز از اهميّت زيادی برخوردار است.  شناخت واقعیِ خود شامل جميع وجوه خويشتن می،شود و با مطالعه| فلسفه, روانشناسی و دين می،توان به آن کمک کرد.  به همان نحوی که بايد خودمان را بشناسيم, بايد همسرمان را نيز بشناسيم و درک کنيم.

 

اجتماعی،ـ،عاطفی

شناخت خويشتن شالوده و اساس هر رابطه| اجتماعی ثمربخشی است.  بدون معرفت نفس, قادر نخواهيد بود تعيين کنيد که آيا علائم موجود در شما يا ارتباط شما در جهت صحيح قرار گرفته،اند يا خير.  وقوف بر اين نکته حائز اهمّيّت است که چگونه با احساسات خود مانند خشم و يأس برخورد کنيد.

ازدواج يک اقدام اجتماعی است و تأثير زيادی بر جامعه دارد.  ايفای موفّقيت،آميزِ نقش،های متفاوت مانند کودک, والد, جدّ, و نيز خواهر يا برادر, خاله،زاده و عموزاده, همسر و عضو جامعه, برای رشد فردی و جمعیِ اجتماعی حائز اهمّيّت است.

توانايی حفظ روابط سالم با ديگران در زندگی مشترک مطلوب ضرورت تامّ دارد.  قابليت مهربانی, شفقت, دوستی, مصاحبت, رفاقت و کنار آمدن با ديگران تماماً علائمی دالّ بر بلوغ در اين زمينه است.  ازدواج عبارت از برخورداری از جميع اين صفات و خصائل در سطحی عميق و هميشه در حال ترقّی و تکامل است.  توانايی همکاری, معاضدت و مشاورت با ديگری برای حلّ مسائل نيز علامت بلوغ محسوب می،شود (ذيلاً به قسمت مشورت مراجعه کنيد).

نگرشی رقابت،طلبانه, بخصوص در رابطه با همسرتان, بسيار زيانبار است.  توانايی چشم،پوشی از نقائص و نقاط ضعف ديگران و تمرکز نمودن بر نقائص خويشتن و انديشيدن نه تنها به خود, بلکه نگرانِ رفاه ديگران بودن برای ارتباطی سالم اهمّيّتی حياتی دارد.  اعتماد, ملاحظه و توانايی متعهّد بودن و متعهّد ماندن برای ازدواج و زندگی مشترک امری اساسی و بنيادی است.

هر يک از طرفين بايد مجهّز به اجرای خدمتی به جامعه باشد که از لحاظ اجتماعی قابل تبديل باشد و بتوان آن را در جهت سعادت خانواده و زندگی مشترک نيز به کار برد.  برخورداری از فضائل مدنی و توانايی مشارکت در امور اجتماعی که در آن زندگی می،کند, و نيز به کلّ جامعه| بشری, علامتی دالّ بر بلوغ اجتماعی است.

نظريه اريکسون در مورد رشد اجتماعی،ـ ،عاطفی اين ارزش را دارد که در کمک به تعيين بلوغ و آمادگی برای ازدواج مدّ نظر قرار گيرد.  در اين نظريه آمده که شخص قبل از آن که آماده| ايجاد روابط نزديک و صميمانه با جنس مکمّل باشد, يعنی در آن سطحی که شخص از توانايی محبّت کردن و مورد محبّت واقع شدن برای شروع تعهّد درازمدّت جهت روابط متقابل برخوردار باشد, بايد با مرحله| بحرانیِِ برقراریِ معياریِ سالمِ و بی،نقصِ برای اعتماد, خودمختاری, ابتکار, موفّقيت و هويت برخوردی موفّقيت،آميز داشته باشد.  بعد از اين مرحله, مراحل مولّد بودن, که به داشتنِ خانواده مربوط می،شود, و صداقت و همبستگی, يعنی پذيرش ارزش زندگی خود انسان, فرا می،رسد.

 

روحانی،ـ،اخلاقی

سعادت و هماهنگی در ازدواج و خانواده مستقيماً به خصيصه و بلوغ اخلاقی فرد بستگی دارد.  هر حکمت عظيم و سنّت ژرف،انديشانه متوجّه اين نکته است که شالوده| کلّ زندگی عبارت از فردی اخلاقی با سجايای مطلوب است.  واقعيت بنيادیِ فرد بايد اخلاقی و روحانی باشد.  ازدواج ضرورةً عملی مقدّس است که توسّط ديانت پديد آمده و توسّط دين هم تنفيذ می،گردد.  پيوند ازدواج, نهادی الهی تلقّی می،گردد که اگر به نحوی صحيح و مناسب صورت گيرد آينده،ای نويدبخش و همراه با برکات الهيه خواهد داشت.  اکثر قوانين مدنی مربوط به ازدواج از سنن دينی نشأت گرفته است.

اصول اخلاقی پيچيده،ترين و ظريف،ترين علائم بلوغ, بلکه مهم،ترين آنها نيز هست.  بلوغ اخلاقی و پيوند عميق روحانی می،تواند زندگی مشترک را پايدار نگه داشته قوّت بخشد و افراد را در اين جهان از قوّت بيشتر برخوردار ساخته اين پيوند را بعد از گسستن پيوند جسمانی مدّتهای مديد محفوظ نگهدارد.

برداشت سطحی, مادّی و بی،مايه از زندگی که نشان،دهنده| خصيصه| نوجوانی با ويژگی شتابزدگی و شور و حرارت آن است جای خود را به درکی جامع،تر, روحانی،تر و چشمگيرتر همراه با آرامش و بينش واگذار می،کند.  تعدادی از فضيلت،هايی که همراه با بلوغ روحانی حاصل می،شود عبارتند از بردباری, خردمندی, تحمّل, فروتنی, از خودگذشتگی و خدمت (برای توصيفی بيشتر در مورد اين صفات, ذيلاً نگاه کنيد به "شخصيت").  توانايی توازن بخشيدن به رحمت با عدالت, آزادی با مسئوليت و تفوّق با فروتنی نشان دهنده| بلوغ است.

اکثر اديان معرفت به قوّه| الهی برتر, پذيرش و اطاعت از آن را دالّ بر وصول به بلوغ روحانی تلقّی می،کنند.  وجه مشخّصه| آن تحوّل روحانی از طريق قوّه،ای روحانی است که به شخص امکان می،دهد از مسائل مادّی فراتر رود و توجّه خود را متعالی،تر سازد.  بلوغ روحانی از تبعيت از اقدامات روحانی ناشی می،شود که در صحف مقدّسه مشاهده می،گردد, مانند دعا, تعمّق, روزه, مطالعه و اعمال مرضيه و طيّبه.  برخورداری از معيارهای روحانی و تنظيم زندگی با آنها نشانه| خوبی برای الگوهای پايدار رشد و ارتباط است.  غلبه بر نفس امّاره و حسّ خودخواهی يکی از معضلات بزرگ دوران بزرگسالی است, و ازدواج و حيات خانواده آزمايشگاه،های مطلوبی برای مساعدت در اين فرايند هستند.

نيل به ازدواجی موفّق و بلوغ روحانی مستلزم تلاش, فداکاری, خردمندی و کفّ نفس است.  صداقت و قابليت اعتماد شالوده و پايه| کلّيّه روابط مثبت و روحانيت است.  سطح مطبوعی از انصاف و عدالت برای ازدواجی موفّق لازم است.  اگر هر يک از طرفين رفتاری غيرمنصفانه و غيرعادلانه با طرف ديگر داشته باشد, حاصل آن اختلاف و افسردگی خواهد بود.  الگوی موجود در اکثر ازدواجها, خانواده،ها و جوامع اين است که با زنان به نحوی غيرمنصفانه رفتار می،شود.  ايجاد روابط عادلانه و برابر مستلزم حدّ بالايی از بلوغ است.  توانايی شما و شريک زندگی،تان در مبادرت به چنين رفتاری نشانی از بلوغ دارد.

ممکن است کسی نظريه،های رشد اخلاقی را برای کمک به تعيين بلوغ اخلاقی و آمادگی برای ازدواج استفاده کند.  نظريه| (1984) کُلبرگ درباره| رشد اخلاقی دارای سه مرحله (پيش،قراردادی [خودمحوری]؛ قراردادی [قوم،محوری]؛ پس،قراردادی [جهان،محوری]) و شش سطح يا جهت،گيری (مجازات،ـ،، اطاعت, نسبی،گرايی مؤثّر, انطباق بين،فردی, مرجعيت و حفظ نظم اجتماعی, قرارداد حقوق،گرايانه| اجتماعی و اصل عمومی اخلاقی) است.  گيليگان (1982) عنوان می،کند که قضاوت،های اخلاقی زنان بيش از آنچه که, طبق نظريه| کُلبرگ بر مبنای عدالت باشد, بر پايه| توجّه و دقّت است و مراحل سه،گانه| زير را مطرح می،سازد: جهت،گيری به طرف خود (خودخواهی), اخلاقياتِ توجّه و حمايت (توجّه) و اخلاقياتِ عدم خشونت (حمايت و توجّه عمومی).  به نظر می،رسد مردان و زنان از مراحل يکسانی, منتهی با تأکيد متفاوتی به ترتيب بر عدالت/حقوق و توجّه/ مصاحبت, عبور می،کنند.

 

 

 ادامه دارد 



 

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی

سیستم امنیتی
این سیستم امنیتی برای دفع کامنت های اسپم است.
Image CAPTCHA
حروفی را که در تصویر می بینید را تایپ کنید.