ورود کاربر

جملات تربیتی

شما كمانهايي هستيد كه فرزندانتان چون تير از آن رها مي گردند

تقدم تربیت بر تعلیم

با توجه به این مطلب که تربیت حقیقی همان تربیت روحانی و اخلاقی است،  اصل تقدم تربیت بر تعلیم بر این نکته تأکید دارد که اهمیت تربیت به مراتب بیشتر از تعلیم است، چرا که تربیت، اعظم منقبت عالم انسانی است. وقایعی که در تاریخ حیات انسان رخ داده موید این مطلب است که اگر شخصی جمیع فنون را تحصیل نماید ولی از تربیت روحانی و اخلاقی بی بهره بوده دارای نیت خالصه نباشد ، از علوم و معارفش نه تنها سودی به عالم انسانی نخواهد رسید بلکه وجودش و افکارش و استعداداتش در تخریب اصول اجتماعی بکار خواهد رفت. و برعکس اگر نفسی از تعالیم متداوله بی بهره باشد ولی دارای اخلاق و صفات رحمانی شود، سبب خیر عموم گردد. بدیهی است که اگر این اخلاق و صفات رحمانی با موهبت علم و دانش توأم گردد، نور علی نور است .
به همین جهت است که باید در آداب و اخلاق بیش از علوم و فنون اهتمام نمود و اساس تعلیمات کودک را در درجه ی اول بر تعلیم آداب و اخلاق و تحسین اطوار و کردار پایه ریزی نمود.

تعلیم و تربیت اجباری و عمومی
پیشرفت علم و فرهنگ و تمدن بشری و سرعتی که تکنولوژی و صنعت در ترقی و نوآوری می پیماید این اصل را ایجاب می نماید که هر انسانی الزاماً می بایست تحت تعلیم و تربیت قرارگیرد. در غیراینصورت جایگاهی متزلزل و نقشی کمرنگ در میان جامعه خواهد داشت. این امر باید بصورت قطعی ترین و الزامی ترین وظیفه ی والدین تلقی گردد به نحوی که حتی حق پدری یا مادری بستگی مستقیم به آن داشته باشد.
این نکته یعنی عمومیت و اجبار ، این مطلب را در ذهن متبادر می سازد که این امر فقط شامل یک گروه سنی، قومی، یا جنسیت خاص نیست. همه ی انسانها ازکودک و نوجوان گرفته تا سالمندان و متقدمین از مرد و زن و از هر جنسیت و قوم و مذهب باید تحت تعلیم و تربیت قرار گیرند. علاوه بر آن هر انسانی در قبال نفس خود نسبت به این مطلب موظف و مسئول است. به این بیان از حضرت عبدالبهاء توجه فرمائید:
" هر انساني بايد اول در فكر تربيت خويش باشد در فكر اين باشد كه خودش كامل گردد زيرا اول تربيت نفس خويش لازم است ... پس اميدواريم كه شما بكوشيد اول نفس خود را تربيت كنيد اخلاق خود را تربيت نمائيد گفتار خود را منظم كنيد تا از نقائص مبرّا گرديد و به فضائل عالم انساني مزين شويد آن وقت به تربيت ناس بپردازيد ." 1
با تعمق بیشتر بر مطالبی که ذکر شد درمی یابیم که تعلیم دهندگان هم باید لزوم شمول عام تربیت و تعلیم را نادیده نگیرند. یعنی ابواب مدارس و معاهد علمی و دانشگاهها را بر روی اطفال و جوانان از هر قشر و طبقه و نژاد و آئین باز نمایند. نظر به ثروت و فقر یا رنگ  و جنس و مذهب آنان نکرده با طیب خاطر  و رغبت تمام به آموزش آنان بپردازند. به بیان دیگری از حضرت عبدالبهاء توجه فرمائید:
" ... كمال انسان در اين است كه به قدر وسع اولاد فقرا و اطفال سايرين را هم تربيت نمايند و آنها را مانند اولاد و اطفال خود دانند و ابدا" فرقي  در ميان نبينند ... " 2
نکته ی دیگری که نباید از نظر دور داشت آنست که تربیت اطفال را باید از صغر سن آغاز نمود یعنی از بدو تولد و یا حتی قبل از تولد یعنی از دوران جنینی هم مادرمیتواند نوعی رفتار نماید تا در حیات روحانی و جسمانی کودک تأثیر گذارد.
«پس بايد از طفوليت اين اساس متين را بنهند زيرا تا شاخ تازه و تر است به كمال سهولت و آساني مستقيم و راست گردد .» 3
پس از دوران جنینی تعلیم و تربیت طفل را آغاز می کنیم تا زمانی برسد که بتوان او را تحت تربیت سیستماتیک با نظارت مربیان مجرب قرار داد . بهترین سن برای آغاز چنین تربیتی 5 سالگی است . حضرت عبدالبهاء می فرمایند:
«اما اطفال از پنج سالگي بايد در تحت تربيت داخل شوند بعضي روزها در محلي كه مربيان   هستند محافظه شوند و ادب آموزند و به تحصيل بعضي حروف و كلمات و قرائت مختصر به عنوان بازي تعليم شوند . » 4                                             
اختلاف در فطرت  ( اصل تفاوتهای فردی )
همانطور که می دانید مکاتب و مذاهب مختلف جملگی برآنند که در اصل فطرت انسانها تفاوت هایی موجود است. بسیار مشاهده شده است که اطفال معدود از یک پدر و یک مادر تحت تعلیم وتربیت واحد قرار گرفته اند و از نظر تغذیه و روشهای زندگی یکسان به بالندگی رسیده اند اما نتیجه در مورد همه ی آنها یکسان نبوده است. علت آنست که تفاوت در بین بشر موجود است. حضرت عبدالبهاء می فرمایند:
« ... جميع نوع انسان ادراك و استعداد دارد اما ادراك و استعداد و قابليت در ميان نوع انسان متفاوت است و اين واضح است مثلا" به يك غذا و يك هوا و يك لباس تربيت شوند و يك درس بخوانند لابد در ميان اين اطفال بعضي ماهر در فنون مي شوند و بعضي متوسط و بعضي پست ، پس معلوم شد كه در اصل فطرت تفاوت درجات موجود و تفاوت قابليت و استعداد مشهود ولي اين تفاوت نه از روي خير و شر است مجرد تفاوت درجات است يكي در درجه اعلي است يكي در درجه وسطي و يكي در درجه ادني.»  5
اصل تفاوتهای فردی مؤید این نظریه است که :« پاره ای نواقص طبیعی در هر طفل ولو هر قدر صاحب استعداد باشد موجود است که مربیان وی باید در علاج آن سعی و مراقبت موفور مبذول دارند.» 6
وحدت در تربیت
وحدت تربیت از مهمترین اصول و مبانی تعلیم و تربیت است زیرا می تواند یکی از عواملی  باشد که در بین انسانهای روی این کره ی خاکی اتحاد و هماهنگی ایجاد کند و این خود از ضروری ترین اصولی است که در دنیای امروز بشر بدان نیازمند است. به این بیان از حضرت عبدالبهاء توجه نمائید:
«حضرت بها الله وحدت تربيت را اعلان نمود كه به جهت اتحاد عالم انساني لازم است كه جميع بشر يك تربيت شوند رجالا" و نسائاً دختر و پسر تربيت واحد گيرند و چون تربيت در جميع مدارس يك نوع گردد ارتباط تام بين بشر حاصل شود و چون نوع بشر يك نوع تربيت يابد وحدت رجال و نسا اعلان گردد . بنيان جنگ و جدال برافتد و بدون تحقق اين مسائل ممكن نيست زيرا اختلاف تربيت، مورث جنگ و جدال . »  7
بدیهی است که مبانی آن قسم تعلیم و تربیتی که بنا باشد فراگیر شود باید بر پایه ی اصول علمی و روحانی، توآماً استوار گردد و برنکاتی تأکید نماید تا قلوب انسانها تقلیب یابد و عموم بشر بتوانند یکدیگر را صمیمانه دوست داشته باشند و کینه و دشمنی و برتری جویی جای خود را به محبت و خدمت به نوع بشر دهد. اساسی ترین نکاتی که باید به آن توجه گردد از این قرار است:
-    تحصیل کمالات ظاهره و باطنه  ( علم – عرفان – معانی – بیان )
-    تبعیت از اصول الهی و روحانی  و استقرار محبت الله و خشیت الله در قلوب افراد
-    جامعیت تربیت ( پرداختن به همه ی جنبه های وجودی انسان )
-    مدیریت  زمان به نحوی که در کمترین زمان بهترین آموزشها داده شود.
-    پرورش توانائی و تحمل مشقات و سختی ها
-    لزوم نظارت و قبول مسئولیت کامل امر تعلیم و تربیت از طرف جامعه به جهت تضمین این امر که همه ی اطفال حتی فقرا  و ا یتام از این مهم برخوردار شوند.
-    بلند همت نمودن اطفال به نحوی که حتی از شیرخوارگی اقدام در امور مهمه را بیاموزند
اول مربی اطفال مادرانند
اطفال در ابتدای نشو و نما مانند نهالهای تر و تازه ای هستند که در هر جهتی که قرار گیرند رشد می کنند تا درختهای پربار  و ثمر گردند. اولین کسی که از ایام اولیه ی حیات کودک در کنار اوست مادر است و اوست که افکار و اندیشه های طفل را جهت می بخشد و اخلاق و آداب فرزند را تأسیس می نماید. حضرت عبدالبهاء خطاب به مادران می فرمایند :
«تربيت اطفال از آغاز كودكي بر عهده شما گذاشته شده. شمائيد كه بايد اخلاق فرزندان را تهذيب و تحت جميع شرايط و احوال آنان را سرپرستي و مراقبت نمائيد چه كه حق جل جلاله مادران را اول مربي اطفال و نونهالان مقرر فرموده است. اين خدمت وظيفه اي  بسيار عظيم و خطير و مقامي به غايت عزيز و جليل است و نبايد نسبت بدان هيچگونه سستي و تهاون راه يابد.» 8
و درجای دگر بیانی از ایشان می خوانیم که :
«اي مادران مهربان اين را بدانيد كه در نزد يزدان اعظم پرستش و عبادت، تربيت كودكان است به آداب و كمال انسانيت و ثوابي اعظم از اين تصورنتوان نمود...»  9
به همین جهت است که با آنکه در دیانت بهائی به خانمها و آقایان مزایای یکسان اعطا گردیده ولی در خصوص تعلیم و تربیت خانمها بر آقایان رجحان دارند. به نحوی که اگر بر فرض محال امکان تربیت یکی از فرزندان پسر یا دختر برقرار بود ، دختر را باید برگزید زیرا که در آینده مادر می شود و مسئولیت تربیت فرزندان را بعهده خواهد داشت. حضرت عبدالبهاء در این خصوص می فرمایند:
« تربيت نسوان ، اهم بر تربيت رجال است زيرا نسوان چون تربيت يابند اطفال نيز در حيات روحاني نشو و نما كنند.»
«... تربيت و تعليم بنات اهم ترين امور است زيرا اين دختران وقتي مادران گردند. و اول مربي اطفال، امّهاتند. اطفال را هر قسم تربيت نمايند نشو و نما كنند و مادام الحيات آن تربيت تاثيرش باقي، و تبديل و تغيير بسيار مشكل، مادر بي تربيت و نادان چگونه تربيت و تعليم اطفال نمايد؟ پس معلوم شد كه تربيت دختران اعظم و اهم از پسران است. اين كيفيت بسيار اهميت دارد و بايد نهايت همت و غيرت را مبذول داشت .» 10

منابع :

1) خطابات اروپا و امریکا ص 281

2) مجموعه لجنه ملی ص 81

3) مجموعه نصوص در باره تعلیم و تربیت بهائی ص 37

4) همان مأخذ ص 59

5) همان مأخذ ص 29

6) همان مأخذ ص 102

7) همان مأخذ ص 83

8) همان مأخذ ص 74

9) همان مأخذ ص 2

حجاب از دیدگاه دیانت بهایی