ورود کاربر

جملات تربیتی

پاره اي نواقص طبيعي در هر طفل ولو هر قدر صاحب استعداد باشد موجود است

تاریخچه عقب ماندگی ذهنی

بدون شک همه ما در طول زندگی خود با واژه هایی چون احمق ، کودن ، ابله ، عقب مانده ، عقب افتاده ، کند ذهن ، بی عقل ، کم عقل ، نقص ذهنی ، کانا ، کالیو ، ضعیف العقل ، سبک مغز ، بی کله و ... روبرو شده ایم . تعدد بالای چنین واژه هایی حکایت از پیوستگی عمیق حیات اجتماعی ما با مسئله ای به نام (( عقب ماندگی ذهنی)) است.حضور تعداد زیادی از عقب ماندگان ذهنی در جامعه باعث شده است که همه ما به گونه ای با این دسته از افراد آشنایی مختصری داشته باشیم.متاسفانه  ضعف و فقر فرهنگ عمومی گاه سبب می شود که عقب ماندگان ذهنی به عنوان افرادی ساده لوح ، دلقک ، لوده و مسخره ، وسیله ای برای خنده و تفریح دیگران باشند . گاه مردم به آنان همچون دیوانه و مجنون می نگرند و گاه نیز با دیدی ترحم آمیز و افراطی موجبات طرد اصلاح فرهنگ جامعه در خصوص عقب ماندگی ذهنی را فراهم می سازد ، چرا که افزایش دانش عمومی در خصوص عقب ماندگی ذهنی علل و عوامل ایجاد کننده آن ، راههای جلوگیری از بروز آن ، افزایش مراقبتهای دوران بارداری ، تهیه و تدارک حداقل امکانات بهداشتی و پزشکی و ... که در سایه دانش افزایی عمومی به دست می آید از جمله عوامل محدود کننده بروز عقب ماندگی ذهنی است . ثانیا اقدام در سطح فرهنگی ، تدارک امکانات ، فراهم آوردن تسهیلات و ارائه خدمات مورد نیاز را در پی خواهد داشت . در نتیجه با اقدامی بموقع در سطح پیشگیری ثانویه می توان با جلوگیری از گسترش توانائیهای ثانوی و صرف انرژیها ، هزینه ها و  اوقات بعدی آموزشهای مفید و موثر را به نحو احسن برای این دسته کودکان فراهم کرد و بدین سان محیطی مطلوبتر برای رشد و تحول آنان ایجاد نمود . خانواده های دارای کودکان عقب مانده ذهنی محتاج حمایتهای فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی جامعه هستند. باید به آنان کمک کرد تا در برنامه ریزیهای فردی برای فرزندانشان بتوانند به بهترین نحو ممکن عمل کنند . حفظ بهداشت روانی خانواده شاید در درجه اول اهمیت قرار گیرد . تولد یک طفل عقب افتاده معمولا بیشترین میزان توجه ، سرمایه و وقت و انرژی والدین را به خود معطوف می دارد . این همان عامل  ضربه زایی است که می تواند به بهداشت روانی سایر فرزندان خانواده و خود والدین لطمه اساسی وارد سازد . وجود حمایتهای گسترده اجتماعی می تواند در این گونه موارد به اقدام منطقی چشمگیری دامن زند و بدین ترتیب هم به کودک   معلول و هم به سایر افراد خانواده کمکهای چشمگیری کند. بعلاوه وجود این چتر حمایتی می تواند منجر به ارائه خدمات در سنین اولیه شود که برای این کودکان بسیار لازم و ضروری است . برخی از عقب ماندگیها چنانچه بموقع تشخیص داده شوند قابل پیشگیری و درمان هستند . آن دسته که قابلیت پیشگیری اولیه و درمان را ندارند ، می توانند به آموزشهای ارائه شده در سنین پایین جواب مثبت دهند. به همین علت آموزش و پرورش کودکان استثنایی به طور اعم و کودکان عقب مانده ذهنی به طور اخص با تاکید بسیار بر آموزشهای پیش دبستانی همراه است . به هر حال عقب ماندگی ذهنی پدیده ای اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، پزشکی ، تربیتی و آموزشی است که از هر نظر لازم است به آن توجه خاص شود .


شواهد تاریخی

عقب ماندگی نیز مانند نابینایی و ناشنوایی تاریخچه ای به قدمت طول عمر بشر دارد . تاریخ مدون بشری حاکی از آن است که از قرنها پیش آدمی با این پدیده آشنایی و سر و کار داشته است . در واقع از هنگامی که زندگی اجتماعی انسان آغاز گشته است او متوجه تفاوتهای فردی همنوعان خویش بوده و بخوبی پی برده است که برخی از همنوعانش قادر به ایفای وظایف خود در حیطه بقا نیستند . در این میان ، آنان که آسیب کمتری را پذیرا شده بودند زنده ماندند و لنگ لنگان و با کندی به انجام وظایف محوله می پرداختند و آنان که معلولیت شدید داشتند خود به خود محکوم به مرگ و نیستی می شدند ، البته این نیز حدس و گمانی علمی است نه یک واقعیت مبتنی بر شواهد علمی . شواهد علمی اندکی در خصوص تاریخچه توجه به عقب ماندگی ذهنی در دست است . حتی انعکاس بینش افراد عادی در خصوص این دسته از کودکان که منعکس کننده طرز فکر رایج همان دوره است نیز در ادبیات باستانی بسیاری از کشورها مشاهده نمی شود .
دینی هود به نام (( تالمود  Thalmud)) در قرون وسطی اعتقاد عموم این بود که آنان افراد نفرین شده از جانب خدایان یا جادوگران هستند که اجنه و شیاطین روح آنان را تسخیر کرده است. گاه برای خروج این اجنه و شیاطین بی رحمانه ترین شکنجه ها را بر آنان اعمال می کردند . در بسیاری از شهرهای اروپایی این افراد در مکانهایی نگهداری می شدند و مردم برای تماشای آنان با خریدن بلیت های مخصوصی اقدام می کردند . در این مکانها که محلی برای تفریح و خنده برخی از مردم آن زمان بود معمولا سایر گروههای استثنایی نیز نگهداری می شدند . پیش از آن در دوره رم باستان به موجب قوانین ، کودکانی را که دارای معلولیتهای مختلف بودند از فراز صخره ها به پایین پرت کرده می کشتند . این قوانین بخصوص در نزد اسپارتها بدقت به اجرا در می آمد . این قانون مدتها بعد در زمان تسلط حزب نازی بر آلمان در آن کشور نیز اجرا می شد .
وضعیت کودکان عقب مانده ذهنی تا حدود قرن هیجدهم کمابیش به همان شکل پیشین بود . در این قرن نظریات انسانی دیگری مطرح شد و هوادارانی یافت که به اصلاح وضعیت کودکان عقب مانده ذهنی انجامید . این آراء و نظریه ها ، معلول بحرانهایی اجتماعی همچون انقلابهای کبیر فرانسه ، روسیه و آمریکا بود که با عقاید عمومی درمورد برابری و مساوات در حقوق انسانها همراه بود . البته برخی از این نظریه ها مقدم بر این انقلابها و در واقع خط دهنده به آنها بود . اما آنچه باعث قوام و نضج یافتگی چنین اعتقاداتی شد ظهور انقلاب در کلیه شوون ملی بود .
در اواخر قرن هیجدهم روشهای آموزش و پرورش ویژه به طور موفقیت آمیزی برای ناشنوایان به کار برده می شد. تقریبا در همین زمان بود که ژان مارک ایتارد ، فیلسوف و پزشک فرانسوی ، که در یک موسسه مربوط به ناشنوایان کار می کرد ، اظهار نمود که روشهای تربیتی مشابه ناشنوایان ممکن است در آموزش و پرورش افراد دارای نقص ذهنی منشاء اثر باشد . وی از فلسفه اصالت حواس و همچنین از عقیده بعد از انقلاب فرانسه که می گوید انسان دارای امکانات نامحدود است و محیط و آموزش و پرورش عامل تعیین کننده رشد ذهنی است ، الهام گرفته بود .
در سال 1799 دو شکارچی در جنگلهای آویرون فرانسه به کودکی تقریبا دوازده ساله برخوردند که بتنهایی و همانند وحشیها در جنگل زندگی می کرد . آنها او را شکار کردند و به پایتخت بردند . در آنجا ایتارد نام وی را ویکتور گذاشت و تلاشی وسیع را برای آموزش وی آغاز کرد . این تلاشها که در کتاب پسر وحشی آویرون ثبت شده است ، سرانجام پس از پنج سال به شکست انجامید . اما نقطه آغازی درخشان در امر آموزش کودکان عقب مانده ذهنی تلقی می شود ، زیرا به تشخیص پینل – که یکی دیگر از پرچمداران اصلاحگرای قرون 19 – 18 به شمار می رود – ویکتور عقب ماندگی ذهنی داشته است .








کودکان سندرم داون

گفت و گوی همشهری با دکتر طلعت اللهیاری، مدیر عامل انجمن سندروم دان ایران :
سندرم و سندرم دان چيست؟ سندرم يعني گروهي از نشانه ها. سندرم دان يك اختلال مادرزادي است كه بر توانايي فيزيكي و ذهني كودكان اثر مي گذارد.

رابطه هنر در تسهیل یادگیری و عملکرد کودکان کم توان ذهنی

نویسنده: سهیلا مقدم
در قرن بيستم تعليم و تربيت تمامي گروههاي استثنايي به سراسر جهان راه يافت و ميليونها كودك استثنايي از ثمره آن بهره مند شدند طي اين قرن تغييرات مهمي در تعاريف كم تواني هاي ذهني رخ داده است برخي تعاريف اوليه تأكيد خاصي بر جنبه هاي بيولوژيكي دارد به طوري كه در اين زمان اكثر پزشكان فكر مي كردند كم تواني ذهني ريشه هاي زيست شناختي دارد. (رابينسون و رابينسون 1975، ترجمه ماهر 1374)
خصوصيات شناختي و شخصيتي كودكان كم توان ذهني كودكان استثنايي (M.R) افرادي هستند كه براي شكوفا ساختن استعدادي بالقوه و انساني شان نياز به آموزشهاي ويژه و خدمات مربوط به آن دارند. منظور از آموزشگاههاي ويژه توجه به نيازها و توجه به تفاوت هاي فردي و ارائه خدمات آموزشي مناسب با نيازهاي فردي هر كودك بطوري كه مزاحمتي در راه آزادي هاي فردي او و استعدادهاي بالقوه اش بوجود نيايد. بارزترين خصوصيات كودكان كم توان ذهني توانايي اندك آنها در يادگيري است. اين دانش آموزان حداقل در چهار حوزه مربوط به شناخت (منظور از شناخت روند تفكر است) توجه، حافظه، زبان و دروس دچار اشكال مي باشند.

دختر امریکایی مبتلا به سندروم داون، ملکه دبیرستان ایلینویزشد

american girl syndrom.png

آن جنينگز ( Anne Jennings )

دختر ۱۷ ساله آمريكايي مبتلا به سندرم داون هنوز بعنوان يك دانش آموز نمونه در دبيرستان ليبرتي ويل در ايالت ايليونويز مي‌درخشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از سی ان ان ، جنينگز در روز سوم اكتبر ماه جاري ميلادي از بين ۱۷ دختر در اين دبيرستان به عنوان محصل برتر انتخاب شد و از آن زمان در شبكه وورد نيوز اي بي سي بعنوان «شخصيت هفته» نام گرفته است.

 

 

اوتیسم چیست؟

arm.png

ابک پسری 6 ساله است که از طرف پزشک متخصص اطفال جهت بررسی به روانپزشک اطفال معرفی شده است . والدین اظهار می کنند که کودک تا سن 1/5 سالگی از نظر گردن گرفتن ، نشستن و راه رفتن کاملا طبیعی ولی شروع تکلم با تاخیر بوده است . در حدود دو سالگی خانواده متوجه پس رفت تکلمی کودک شده اند بطوریکه کلمات قبلی را استفاده نمی کرده و یا نابجا و غلط استفاده می کرده است . در حال حاضر در برقراری روابط با همسالان مشکل دارد و قادر به دوستیابی نیست. هنگام حضور در مهد کودک بصورتی رفتار می کند که گویی هیچکس در کلاس حضور ندارد. تماس چشمی محدود است ویا خیره می شود . در مقابل رفتار محبت آمیز والدین واکنش نشان نمی دهد . در خانه بیشتر در خودش است وبه نظر می رسد در دنیای خیالی خودش سیر می کند . کلمات و جملات دیگران را بدون درک مفاهیم تکرار میکند و گاه عبارات شنیده شده فعلی را تکرار میکند . کمتر از ضمیر من استفاده می کند و خودش را به نام صدا می کند .مفاهیم و دستورات را درک می کند ولی توجه و تمرکز خیلی کم است بطوریکه کوچکترین محرک محیطی موجب حواس پرتی در او می شود.

کتابهای آسان خوان

کتاب برای کودکان با اختلالات ذهنی

سندرم دان