ورود کاربر

جملات تربیتی

درخت نيكو ميوه نيكو مي آورد و درخت بد ميوه بد.

كودكان سرآمد

«بدا به حال ملتي كه افراد پر استعداد خود را ناديده بگيرد» (رمي شوون)
بدون شك همة ما به افرادي بر خورده‌ايم كه بسيار فراتر از سن يا زمان خود عمل مي‌كنند. كساني كه استعدادشان ما را به تحسين وا داشته است. ديده‌ايم كودكاني را كه همانند يك بزرگسال عاقل و گاه برتر از او مي‌انديشند و شنيده‌ايم كه افرادي داراي قدرتهاي ذهني عجيب بوده‌اند. وجود واژه‌هايي چون دانا، زيرك، عاقل، باهوش، تيزهوش، نابغه، سرآمد، تيز، كله، مخ، با استعداد، پرهوش، تيزبين، متفكر و ... گواه آن است كه افراد جامعه به كساني كه داراي قدرتهاي ذهني والا هستند، به ديدة تحسين مي‌نگرند. كودكان سرآمد (تيزهوش) مي‌توانند مهمترين سرمايه‌هاي مادي و معنوي يك جامعه تلقي گردند. بهترين و والاترين منابع اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي يك جامعه منابع انساني آن جامعه است و برترين وجه منابع انساني، قدرت ذهني بالا است.
قدرتي كه در پناه آن دستيابي به همه گونه امكانات مي‌تواند ميسر گردد. اگر بپذيريم كه كفر نعمت در حقيقت به معناي استفادة صحيح نكردن از نعمتهايي است كه خدواند در اختيار ما نهاده است و اگر بپذيريم كه تواناييهاي ذهني و استعدادهايي كه در وجود ما به وديعه نهاده شده‌اند، نعمتهايي هستند كه از جانب خداوند به ما ارزاني شده‌اند، آن‌گاه درمي‌يابيم كه مفهوم كفران نعمت بيش و پيش از آن كه در خصوص ريختن ريزه‌هاي سفرة نان يا غذايي در سطل زباله هدر رفتن آب آشاميدني و ... بخواهد باشد، در عدم استفادة صحيح از تواناييهاي ذهني و استعدادهاي انساني مطرح است. كفر نعمت واقعي آن است كه كودكان و نوجوانان مستعد و سرآمد اين مرز وبوم، جايگاه والاي خويش را نيابند، كفر نعمت واقعي نداشتن برنامة مدون و از پيش آماده‌اي است كه بتواند به ظهور و شناسايي استعدادهاي نهفته كمك كند و استعدادهاي آشكار را تحت پوشش خود قرار دهد. به هر شكل مهمترين سرماية ملي هر كشور استعدادهايي هستند كه در آن مرز و بوم به فرهنگ و تمدن خدمت مي‌كنند و اعتلاي مادي و معنوي آن جامعه را فراهم مي آورند. در دهه‌هاي اخير توجه بسياري از كشورهاي غربي به تمركز برنامه‌هاي مربوط به شناسايي، پرورش و جذب اين استعدادها معطوف گشته است. امروزه در كشورهاي غربي ميليونها دلار به امور پرورشي و آموزش اين گروه از انسانها اختصاص مي‌يابد. آنچه كه منجر به پديد آمدن جلوه‌اي تازه از استعمار به نام پديدة فراز مغزها مي‌گردد نيز چيزي فراتر از آنچه كه گفتيم نيست؛ يعني تلاش براي جذب افراد سرآمد و پر استعداد جوامع ديگر به منظور به خدمت گرفتن آنان براي اعتلاي مادي و معنوي جامعة خود و طبيعتاً در اين راستا استعدادهايي به جريان فرار مغزها مي‌پيوندند كه در جامعة خود جايگاه خاص خود را نيافته باشند؛ بنابراين، جهت جلوگيري از اين پديده لازم است جامعه برنامه‌ها، امكانات، تسهيلات و خدماتي خاص را براي اين دسته از افراد تدارك ببيند.